VIP ROOM (PART 6)
جونکوک ملافحه ی روی تخت رو دور بدن لخت و بی جون دخترک کشید و براید استایل بغلش کرد . از اینکه این کارو باهاش کرده بود خیلی پشیمون شده بود از ی ورم خوشحال بود این دختر ی باکره اس یا شایدم بود ! و به هر حال داشت فک میکرد که چجوری دل دخترک رو بدست بیاره و اونو عاشق خودش کنه اما قبل از هر چیزی اول باید اونو از این ج*نده خونه نجات میداد.
دختر رو از اون اتاق بیرون برد و متوجه ی نگاه های متعجب یونگی و جیهوپ شد و قبل از اینکه خیلی دور بشه با صدای نسبتا بلندی اون دو نفر رو مورد خطاب قرار داد: کارتو بکنین من زودتر میرم خونه.
یونگی و جیهوپ که ت*حریک شده بودن برگشتن سر ادامه ی کارشون ...
جونکوک با دختر توی اغوشش سمت بارمن رفت و گفت: رئیست کجاست؟
اون مرد جواب داد : اونجا توی طبقه ی دوم بار توی اخرین اتاق اون راهرو.
جونکوک به گفته ی مرد رفت طبقه ی دوم و وارد اون اتاق شد مردک با دیدن جونکوک زود سمتش امد و گفت : مشکلی پیش اومده ارباب؟
جونکوک با سر اشاره ای به دختر بیهوش توی بغلش انداخت و لب زد : این دخترو چند میفروشیش؟
بخند کثیفی روی لبای صاحب بار نشست و گفت : ارباب شما حاضرین چقدر بخرینش؟
ادامه توی پست بعد
دختر رو از اون اتاق بیرون برد و متوجه ی نگاه های متعجب یونگی و جیهوپ شد و قبل از اینکه خیلی دور بشه با صدای نسبتا بلندی اون دو نفر رو مورد خطاب قرار داد: کارتو بکنین من زودتر میرم خونه.
یونگی و جیهوپ که ت*حریک شده بودن برگشتن سر ادامه ی کارشون ...
جونکوک با دختر توی اغوشش سمت بارمن رفت و گفت: رئیست کجاست؟
اون مرد جواب داد : اونجا توی طبقه ی دوم بار توی اخرین اتاق اون راهرو.
جونکوک به گفته ی مرد رفت طبقه ی دوم و وارد اون اتاق شد مردک با دیدن جونکوک زود سمتش امد و گفت : مشکلی پیش اومده ارباب؟
جونکوک با سر اشاره ای به دختر بیهوش توی بغلش انداخت و لب زد : این دخترو چند میفروشیش؟
بخند کثیفی روی لبای صاحب بار نشست و گفت : ارباب شما حاضرین چقدر بخرینش؟
ادامه توی پست بعد
- ۲.۴k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط